X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1391

هوالحکیم

 

اونطور که میگن، قدیما با اذان صبح مردا می رفتن سر کار. به نظر من واسه همین بوده که برکت تو زندگی مردم زیاد بوده. و میگن که چند ساعت مونده به غروب به خونه برمیگشتن و با اذان مغرب و شام، می خوابیدن و استراحت می کردن. یعنی ساعت بدن با ساعت طبیعت هماهنگ بوده، نه مثل الان که . . .

 

روزی رو بین الطلوعین تقسیم می کنن! این جمله ای بوده که بزرگترای ما خیلی بهش اعتقاد داشتن، اما حالا چی؟!

 

این زندگی شهریه که داره ذره ذره سلولهای جسم و روحمون رو می خوره و ما هم عین خیالمون نیست و فقط می گذرونیم، فقط می گذرونیم و سعی می کنیم به چیزی فکر نکنیم.  اما به نظر من این "زندگی" نیست. این فقط زنده بودنه.

 

این روزها خیلی به موقعیت های کاری دور از شهرهای بزرگ فکر می کنم، اما تقریبا نتیجه ای نداره. چون تو شهرستان ها هم موقعیت های کاری کم هست و هم درآمدها اونقدری پایینه که دیگه راه برگشتی به شهر باقی نمیذاره.

 

یه زمان این وبلاگ و وبلاگ قبلیم یه سری خواننده داشتن که نظراتشون رو جویا می شدم. اما فکر کنم این مدتی که خدمت سربازی بودم و نتونستم اونطور که باید فکر کنم و بنویسم، باعث شده که اون خواننده ها هم دیگه راه اینجا رو گم کرده باشن.

 

خیلی خسته کننده شده این زندگی شهری.

 

التماس دعا

دوشنبه 26 تیر‌ماه سال 1391

شهرستانی ها میان تهران . . .

تهرانی ها میرن خارج . . . 


شهر آلوده ست، همه برن بیرون!

چهارشنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1391

هوالحکیم

خیلی دوست داشتم تا از همه ی کسانی که روز معلم امسال رو بهم تبریک گفتند اینجا نام ببرم و توی این صفحات ثبتشون کنم:

1- همسر عزیزم که با هدیه و گلی که برام خرید من رو مثل همیشه شرمنده خوبی هاش کرد.

2- مادر مهربانم که بهم یه کیف سی دی خیلی خیلی بزرگ هدیه داد.

3- پدرم که برام یه اس ام اس تبریک فرستاد.

4- پدر خانم و مادر خانمم که این روز رو بهم تبریک گفتند.

5- خاله و شوهر خاله خانمم که برام هدیه آوردند: یک ست کیف پول و کلید

6- مادربزرگ خانمم که این روز رو بهم تبریک گفت.

7- آقای ضیا دبیر شیمی آموزشگاه بعثت و آموزش و پرورش که برام اس ام اس تبریک فرستاد.

8- علی پسر خاله ام که برام اس ام اس تبریک فرستاد.

9- انتشارات ساد که برام اس ام اس تبریک فرستاد.

10- رضا اخوان هم دوره ای دوران دبیرستان که برام اس ام اس تبریک فرستاد.

11- علی نعمت از همکاران و دوستان خوب که برام اس ام اس تبریک فرستاد.

12- کانون فرهنگی آموزش(قلم چی) که برام اس ام اس تبریک فرستاد.

13- سید مرتضی شوهر خواهرم که برام اس ام اس تبریک فرستاد.

14- عبدالماجد حمیدیان از هم دوره ای های دوران دبیرستان که برام اس ام اس تبریک فرستاد.

15- سید مجید صدری از دوستان دبیرستان که برام اس ام اس تبریک فرستاد.

در انتها هم اس ام اس دامادمون رو براتون می ذارم، با مزه س:

ای معلم

ای شمع

ای لاله

ای فداکار

ای از خود گذشته

ای جان فشان

ای پنجشنبه جمعه تعطیل

ای وسط تعطیلی تعطیل

یه هفته قبل و دو هفته بعد عید تعطیل

ای که ماه ببینن یا نبینن 29 رمضان تعطیل

ای هنوز تابستون نیومده تعطیل

ای 2روز از مهر رفته تعطیل

ای باد و برف و بارون بیاد، گرد و خاک بشه تعطیل

ای بی بهانه با بهانه تعطیل

به پاس این چند صباح خدمت،

تو را سپاس

یا حق

   1       2       3       4       5       ...       40    >>